اقتصادِ یک نمایش وست اِند: واقعاً برای بالا نگهداشتن پرده چقدر هزینه لازم است
توسط Oliver Bennett
۲۶ دی ۱۴۰۴
اشتراکگذاری

اقتصادِ یک نمایش وست اِند: واقعاً برای بالا نگهداشتن پرده چقدر هزینه لازم است
توسط Oliver Bennett
۲۶ دی ۱۴۰۴
اشتراکگذاری

اقتصادِ یک نمایش وست اِند: واقعاً برای بالا نگهداشتن پرده چقدر هزینه لازم است
توسط Oliver Bennett
۲۶ دی ۱۴۰۴
اشتراکگذاری

اقتصادِ یک نمایش وست اِند: واقعاً برای بالا نگهداشتن پرده چقدر هزینه لازم است
توسط Oliver Bennett
۲۶ دی ۱۴۰۴
اشتراکگذاری

برچسب قیمتِ یک تولید جدید
یک موزیکال کاملاً جدید در وست اِند معمولاً برای به صحنه رفتن بین £5 میلیون تا £15 میلیون هزینه دارد. تولیدهای پرفروش با دکورها و جلوههای ویژه تماشایی میتوانند بهمراتب گرانتر هم باشند. یک نمایشنامه جدید بهطور محسوسی کمهزینهتر است — معمولاً بین £500,000 تا £3 میلیون — چون نیازهای تولید سادهتر است. اینها هزینههای سرمایهگذاری اولیهاند: پولی که لازم است تا اجرا از اتاق تمرین به صحنه برسد.
این همه پول کجا میرود؟ ساخت دکور اغلب بزرگترین هزینه واحد است، بعد از آن بازاریابی و تبلیغات (از همان روز اول باید صندلیها را پر کنید)، اجاره سالن و ودیعهها، دوخت و آمادهسازی لباسها، تجهیزات فنی، هزینههای تمرین، و دستمزدهای تیم خلاق. در یک موزیکال، فقط هزینه ارکستراسیون — پرداخت به تنظیمکنندهها برای تبدیل پارتیتور آهنگساز به پارتهای جداگانه برای هر ساز — میتواند به رقمهای ششرقمی برسد.
سرمایهگذارانِ تولیدهای وست اِند عملاً سرمایهگذاران جسورانه هستند. بیشتر تولیدهای جدید ضرر میدهند. برآوردهای صنعت نشان میدهد حدوداً از هر پنج موزیکال جدید یکی و از هر چهار نمایشنامه جدید یکی سرمایه خود را بازمیگردانند. با این حال، آنهایی که موفق میشوند میتوانند بازدهیهای خارقالعادهای ایجاد کنند — یک اثر موفقِ طولانیمدت ممکن است چندین برابر سرمایه اولیه را برگرداند.
هزینههای هفتگی اجرا: تردمیلِ سالن نمایش
وقتی یک اجرا افتتاح میشود، هزینههای هفتگی شروع میشوند — و تا پایین آمدن پرده آخر هرگز متوقف نمیشوند. یک موزیکال بزرگمقیاس در وست اِند معمولاً برای اجرا شدن بین £300,000 تا £600,000 در هفته هزینه دارد. نمایشنامه ارزانتر است، معمولاً بین £80,000 تا £200,000 در هفته.
بزرگترین هزینه جاری، حقوقهاست. یک موزیکال بزرگ ممکن است 30 تا 40 نفر بازیگر، 15 تا 25 نوازنده، و 50 تا 80 نفر عوامل پشتصحنه و کارکنان پذیرش/خدمات سالن داشته باشد. اجراکنندگان اصلی در نقشهای اول میتوانند هفتهای £2,000 تا £5,000 درآمد داشته باشند؛ اعضای گروه همخوان/گروه بازیگران، حداقل دستمزدهای Equity بهعلاوه هرگونه مزایای توافقشده را دریافت میکنند. اجاره سالن هم هزینه قابلتوجه دیگری است که بسته به محل اجرا معمولاً بین £25,000 تا £75,000 در هفته متغیر است.
سایر هزینههای هفتگی شامل بازاریابی و تبلیغات (حتی آثار پرفروش هم تبلیغ را متوقف نمیکنند)، حقالامتیازهای پرداختی به تیم خلاق (معمولاً 8 تا 12٪ از درآمد ناخالص بلیت)، نگهداری تجهیزات، جایگزینی لباسها، اقلام مصرفی، بیمه، و هزینههای آبوبرق و خدمات است. همه اینها بیوقفه روی هم جمع میشوند. واقعیت اقتصادی تئاتر ساده است: باید هر هفته به اندازه کافی بلیت بفروشید تا این هزینهها پوشش داده شود؛ وگرنه اجرا تعطیل میشود.
قیمتگذاری بلیتها چگونه کار میکند
قیمتگذاری بلیت تئاتر بسیار پیچیدهتر از چیزی است که بیشتر مخاطبان تصور میکنند. بیشتر اجراهای وست اِند از مدلهای قیمتگذاری پویا شبیه خطوط هوایی استفاده میکنند؛ یعنی قیمتها بر اساس تقاضا، روزِ هفته، فصلِ سال، و اینکه چقدر زودتر رزرو میکنید نوسان میکند. برای همین است که رزرو زودهنگام اغلب قیمتهای بهتر را تضمین میکند.
یک اجرای معمولی در وست اِند ممکن است بلیتهایی از £20 برای صندلیهای با دید محدود تا £200+ برای صندلیهای ممتازِ ردیفهای جلویی (stalls) داشته باشد. ظرفیت درآمد ناخالص — حداکثر درآمدی که اگر هر صندلی برای هر اجرا با قیمتِ اسمی فروخته شود بهدست میآید — برای یک موزیکال بزرگ ممکن است هفتهای £400,000 تا £800,000 باشد. در عمل، اجراها بهندرت به ظرفیت 100٪ با قیمت کامل میرسند، بنابراین درآمد واقعی هفتگی معمولاً 60 تا 85٪ از ظرفیت ناخالص است.
بلیتهای تخفیفی، نرخهای گروهی و قیمتگذاریِ ترجیحی (concession) همگی از درآمد کم میکنند، اما اهداف مهمی دارند. بلیتهای لحظهآخری (Rush) و صندلیهای روزِ اجرا، وفاداری در میان مخاطبان جوانتر میسازند. نرخهای گروهی بلوکهایی از صندلیها را پر میکند که در غیر این صورت ممکن است خالی بمانند. قیمتگذاری ترجیحی هم دسترسیپذیری را تضمین میکند. معمای قیمتگذاری این است که نقطه بهینهای پیدا کنید که هم درآمد را بیشینه کند و هم تعداد صندلیهای پُر را — چون سالنی که نیمهخالی باشد حالوهوای اجرا را برای همه خراب میکند.
مسیرِ بازگشت سرمایه
«بازگشت سرمایه» (Recoupment) واژه جادویی در تئاتر تجاری است — نقطهای که در آن یک اجرا تمام سرمایهگذاری اولیهاش را پس گرفته است. تا پیش از بازگشت سرمایه، سرمایهگذاران هیچ بازدهیای نمیبینند. پس از بازگشت سرمایه، سود معمولاً بین تهیهکننده و سرمایهگذاران تقسیم میشود و تیم خلاق همچنان حقالامتیازهای خود را دریافت میکند.
زمان رسیدن به بازگشت سرمایه بهشدت متفاوت است. یک نمایشنامه کمهزینه و محبوب ممکن است ظرف چند ماه به بازگشت سرمایه برسد. یک موزیکال بزرگ ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد، حتی اگر فروش خوبی داشته باشد. برخی اجراها هرگز در دوران اجرای وست اِند به بازگشت سرمایه نمیرسند، اما از طریق تورهای نمایشی، مجوزهای بینالمللی، یا اقتباسهای سینمایی هزینهشان را جبران میکنند.
اجراهای طولانیمدت به مرور زمان سودآورتر میشوند، چون بسیاری از هزینهها در ابتدای کار پرداخت میشود. دکور از قبل ساخته شده، لباسها آمادهاند و هزینههای بازاریابی اغلب با شکلگیری تبلیغ دهانبهدهان کاهش مییابد. اجرایی مثل The Mousetrap در سالن St Martin's Theatre بیش از هفتاد سال است که روی صحنه است — هزینههای هفتگی آن نسبت به مخاطبان ثابتش کم است و همین آن را به یکی از موفقترین تولیدهای تجاری تاریخ تبدیل کرده است.
چرا تئاتر با وجود همه احتمالات زنده میماند
با هر تحلیل منطقی کسبوکار، تئاتر تجاری سرمایهگذاری بدی است. نرخ شکست بالاست، هزینهها سرسامآور است، حاشیه سود کم است و هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد — هرچقدر هم اجرا خوب باشد. با این حال، وست اِند همچنان شکوفا است؛ سالانه بیش از £900 میلیون درآمد بلیت ایجاد میکند و از دهها هزار شغل پشتیبانی میکند.
پاسخ تا حدی در ماهیتِ جایگزینناپذیرِ اجرای زنده نهفته است. هیچ سرویس استریمینگ، هیچ سیستم سینمای خانگی، و هیچ هدست واقعیت مجازی نمیتواند حسِ نشستن در یک سالن تاریک با هزار نفر دیگر را بازآفرینی کند؛ جایی که انسانهای واقعی تنها چند متر آنطرفتر، شاهکارهایی از مهارت و هنر را اجرا میکنند. آن تجربه مشترک و زودگذر ارزش پرداخت کردن دارد و مخاطبان هم همچنان بازمیگردند.
برای مخاطبان، فهمیدن اقتصادِ پشتِ بلیت تئاترتان لایه دیگری از قدردانی اضافه میکند. وقتی برای یک اجرا بلیت رزرو میکنید، فقط سرگرمی نمیخرید — شما از یک اکوسیستم کامل از هنرمندان، صنعتگران، تکنسینها و متخصصان خلاق حمایت میکنید که زندگیشان را وقف ساختن چیزی زیبا و گذرا کردهاند. این واقعاً شگفتانگیز است.
برچسب قیمتِ یک تولید جدید
یک موزیکال کاملاً جدید در وست اِند معمولاً برای به صحنه رفتن بین £5 میلیون تا £15 میلیون هزینه دارد. تولیدهای پرفروش با دکورها و جلوههای ویژه تماشایی میتوانند بهمراتب گرانتر هم باشند. یک نمایشنامه جدید بهطور محسوسی کمهزینهتر است — معمولاً بین £500,000 تا £3 میلیون — چون نیازهای تولید سادهتر است. اینها هزینههای سرمایهگذاری اولیهاند: پولی که لازم است تا اجرا از اتاق تمرین به صحنه برسد.
این همه پول کجا میرود؟ ساخت دکور اغلب بزرگترین هزینه واحد است، بعد از آن بازاریابی و تبلیغات (از همان روز اول باید صندلیها را پر کنید)، اجاره سالن و ودیعهها، دوخت و آمادهسازی لباسها، تجهیزات فنی، هزینههای تمرین، و دستمزدهای تیم خلاق. در یک موزیکال، فقط هزینه ارکستراسیون — پرداخت به تنظیمکنندهها برای تبدیل پارتیتور آهنگساز به پارتهای جداگانه برای هر ساز — میتواند به رقمهای ششرقمی برسد.
سرمایهگذارانِ تولیدهای وست اِند عملاً سرمایهگذاران جسورانه هستند. بیشتر تولیدهای جدید ضرر میدهند. برآوردهای صنعت نشان میدهد حدوداً از هر پنج موزیکال جدید یکی و از هر چهار نمایشنامه جدید یکی سرمایه خود را بازمیگردانند. با این حال، آنهایی که موفق میشوند میتوانند بازدهیهای خارقالعادهای ایجاد کنند — یک اثر موفقِ طولانیمدت ممکن است چندین برابر سرمایه اولیه را برگرداند.
هزینههای هفتگی اجرا: تردمیلِ سالن نمایش
وقتی یک اجرا افتتاح میشود، هزینههای هفتگی شروع میشوند — و تا پایین آمدن پرده آخر هرگز متوقف نمیشوند. یک موزیکال بزرگمقیاس در وست اِند معمولاً برای اجرا شدن بین £300,000 تا £600,000 در هفته هزینه دارد. نمایشنامه ارزانتر است، معمولاً بین £80,000 تا £200,000 در هفته.
بزرگترین هزینه جاری، حقوقهاست. یک موزیکال بزرگ ممکن است 30 تا 40 نفر بازیگر، 15 تا 25 نوازنده، و 50 تا 80 نفر عوامل پشتصحنه و کارکنان پذیرش/خدمات سالن داشته باشد. اجراکنندگان اصلی در نقشهای اول میتوانند هفتهای £2,000 تا £5,000 درآمد داشته باشند؛ اعضای گروه همخوان/گروه بازیگران، حداقل دستمزدهای Equity بهعلاوه هرگونه مزایای توافقشده را دریافت میکنند. اجاره سالن هم هزینه قابلتوجه دیگری است که بسته به محل اجرا معمولاً بین £25,000 تا £75,000 در هفته متغیر است.
سایر هزینههای هفتگی شامل بازاریابی و تبلیغات (حتی آثار پرفروش هم تبلیغ را متوقف نمیکنند)، حقالامتیازهای پرداختی به تیم خلاق (معمولاً 8 تا 12٪ از درآمد ناخالص بلیت)، نگهداری تجهیزات، جایگزینی لباسها، اقلام مصرفی، بیمه، و هزینههای آبوبرق و خدمات است. همه اینها بیوقفه روی هم جمع میشوند. واقعیت اقتصادی تئاتر ساده است: باید هر هفته به اندازه کافی بلیت بفروشید تا این هزینهها پوشش داده شود؛ وگرنه اجرا تعطیل میشود.
قیمتگذاری بلیتها چگونه کار میکند
قیمتگذاری بلیت تئاتر بسیار پیچیدهتر از چیزی است که بیشتر مخاطبان تصور میکنند. بیشتر اجراهای وست اِند از مدلهای قیمتگذاری پویا شبیه خطوط هوایی استفاده میکنند؛ یعنی قیمتها بر اساس تقاضا، روزِ هفته، فصلِ سال، و اینکه چقدر زودتر رزرو میکنید نوسان میکند. برای همین است که رزرو زودهنگام اغلب قیمتهای بهتر را تضمین میکند.
یک اجرای معمولی در وست اِند ممکن است بلیتهایی از £20 برای صندلیهای با دید محدود تا £200+ برای صندلیهای ممتازِ ردیفهای جلویی (stalls) داشته باشد. ظرفیت درآمد ناخالص — حداکثر درآمدی که اگر هر صندلی برای هر اجرا با قیمتِ اسمی فروخته شود بهدست میآید — برای یک موزیکال بزرگ ممکن است هفتهای £400,000 تا £800,000 باشد. در عمل، اجراها بهندرت به ظرفیت 100٪ با قیمت کامل میرسند، بنابراین درآمد واقعی هفتگی معمولاً 60 تا 85٪ از ظرفیت ناخالص است.
بلیتهای تخفیفی، نرخهای گروهی و قیمتگذاریِ ترجیحی (concession) همگی از درآمد کم میکنند، اما اهداف مهمی دارند. بلیتهای لحظهآخری (Rush) و صندلیهای روزِ اجرا، وفاداری در میان مخاطبان جوانتر میسازند. نرخهای گروهی بلوکهایی از صندلیها را پر میکند که در غیر این صورت ممکن است خالی بمانند. قیمتگذاری ترجیحی هم دسترسیپذیری را تضمین میکند. معمای قیمتگذاری این است که نقطه بهینهای پیدا کنید که هم درآمد را بیشینه کند و هم تعداد صندلیهای پُر را — چون سالنی که نیمهخالی باشد حالوهوای اجرا را برای همه خراب میکند.
مسیرِ بازگشت سرمایه
«بازگشت سرمایه» (Recoupment) واژه جادویی در تئاتر تجاری است — نقطهای که در آن یک اجرا تمام سرمایهگذاری اولیهاش را پس گرفته است. تا پیش از بازگشت سرمایه، سرمایهگذاران هیچ بازدهیای نمیبینند. پس از بازگشت سرمایه، سود معمولاً بین تهیهکننده و سرمایهگذاران تقسیم میشود و تیم خلاق همچنان حقالامتیازهای خود را دریافت میکند.
زمان رسیدن به بازگشت سرمایه بهشدت متفاوت است. یک نمایشنامه کمهزینه و محبوب ممکن است ظرف چند ماه به بازگشت سرمایه برسد. یک موزیکال بزرگ ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد، حتی اگر فروش خوبی داشته باشد. برخی اجراها هرگز در دوران اجرای وست اِند به بازگشت سرمایه نمیرسند، اما از طریق تورهای نمایشی، مجوزهای بینالمللی، یا اقتباسهای سینمایی هزینهشان را جبران میکنند.
اجراهای طولانیمدت به مرور زمان سودآورتر میشوند، چون بسیاری از هزینهها در ابتدای کار پرداخت میشود. دکور از قبل ساخته شده، لباسها آمادهاند و هزینههای بازاریابی اغلب با شکلگیری تبلیغ دهانبهدهان کاهش مییابد. اجرایی مثل The Mousetrap در سالن St Martin's Theatre بیش از هفتاد سال است که روی صحنه است — هزینههای هفتگی آن نسبت به مخاطبان ثابتش کم است و همین آن را به یکی از موفقترین تولیدهای تجاری تاریخ تبدیل کرده است.
چرا تئاتر با وجود همه احتمالات زنده میماند
با هر تحلیل منطقی کسبوکار، تئاتر تجاری سرمایهگذاری بدی است. نرخ شکست بالاست، هزینهها سرسامآور است، حاشیه سود کم است و هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد — هرچقدر هم اجرا خوب باشد. با این حال، وست اِند همچنان شکوفا است؛ سالانه بیش از £900 میلیون درآمد بلیت ایجاد میکند و از دهها هزار شغل پشتیبانی میکند.
پاسخ تا حدی در ماهیتِ جایگزینناپذیرِ اجرای زنده نهفته است. هیچ سرویس استریمینگ، هیچ سیستم سینمای خانگی، و هیچ هدست واقعیت مجازی نمیتواند حسِ نشستن در یک سالن تاریک با هزار نفر دیگر را بازآفرینی کند؛ جایی که انسانهای واقعی تنها چند متر آنطرفتر، شاهکارهایی از مهارت و هنر را اجرا میکنند. آن تجربه مشترک و زودگذر ارزش پرداخت کردن دارد و مخاطبان هم همچنان بازمیگردند.
برای مخاطبان، فهمیدن اقتصادِ پشتِ بلیت تئاترتان لایه دیگری از قدردانی اضافه میکند. وقتی برای یک اجرا بلیت رزرو میکنید، فقط سرگرمی نمیخرید — شما از یک اکوسیستم کامل از هنرمندان، صنعتگران، تکنسینها و متخصصان خلاق حمایت میکنید که زندگیشان را وقف ساختن چیزی زیبا و گذرا کردهاند. این واقعاً شگفتانگیز است.
برچسب قیمتِ یک تولید جدید
یک موزیکال کاملاً جدید در وست اِند معمولاً برای به صحنه رفتن بین £5 میلیون تا £15 میلیون هزینه دارد. تولیدهای پرفروش با دکورها و جلوههای ویژه تماشایی میتوانند بهمراتب گرانتر هم باشند. یک نمایشنامه جدید بهطور محسوسی کمهزینهتر است — معمولاً بین £500,000 تا £3 میلیون — چون نیازهای تولید سادهتر است. اینها هزینههای سرمایهگذاری اولیهاند: پولی که لازم است تا اجرا از اتاق تمرین به صحنه برسد.
این همه پول کجا میرود؟ ساخت دکور اغلب بزرگترین هزینه واحد است، بعد از آن بازاریابی و تبلیغات (از همان روز اول باید صندلیها را پر کنید)، اجاره سالن و ودیعهها، دوخت و آمادهسازی لباسها، تجهیزات فنی، هزینههای تمرین، و دستمزدهای تیم خلاق. در یک موزیکال، فقط هزینه ارکستراسیون — پرداخت به تنظیمکنندهها برای تبدیل پارتیتور آهنگساز به پارتهای جداگانه برای هر ساز — میتواند به رقمهای ششرقمی برسد.
سرمایهگذارانِ تولیدهای وست اِند عملاً سرمایهگذاران جسورانه هستند. بیشتر تولیدهای جدید ضرر میدهند. برآوردهای صنعت نشان میدهد حدوداً از هر پنج موزیکال جدید یکی و از هر چهار نمایشنامه جدید یکی سرمایه خود را بازمیگردانند. با این حال، آنهایی که موفق میشوند میتوانند بازدهیهای خارقالعادهای ایجاد کنند — یک اثر موفقِ طولانیمدت ممکن است چندین برابر سرمایه اولیه را برگرداند.
هزینههای هفتگی اجرا: تردمیلِ سالن نمایش
وقتی یک اجرا افتتاح میشود، هزینههای هفتگی شروع میشوند — و تا پایین آمدن پرده آخر هرگز متوقف نمیشوند. یک موزیکال بزرگمقیاس در وست اِند معمولاً برای اجرا شدن بین £300,000 تا £600,000 در هفته هزینه دارد. نمایشنامه ارزانتر است، معمولاً بین £80,000 تا £200,000 در هفته.
بزرگترین هزینه جاری، حقوقهاست. یک موزیکال بزرگ ممکن است 30 تا 40 نفر بازیگر، 15 تا 25 نوازنده، و 50 تا 80 نفر عوامل پشتصحنه و کارکنان پذیرش/خدمات سالن داشته باشد. اجراکنندگان اصلی در نقشهای اول میتوانند هفتهای £2,000 تا £5,000 درآمد داشته باشند؛ اعضای گروه همخوان/گروه بازیگران، حداقل دستمزدهای Equity بهعلاوه هرگونه مزایای توافقشده را دریافت میکنند. اجاره سالن هم هزینه قابلتوجه دیگری است که بسته به محل اجرا معمولاً بین £25,000 تا £75,000 در هفته متغیر است.
سایر هزینههای هفتگی شامل بازاریابی و تبلیغات (حتی آثار پرفروش هم تبلیغ را متوقف نمیکنند)، حقالامتیازهای پرداختی به تیم خلاق (معمولاً 8 تا 12٪ از درآمد ناخالص بلیت)، نگهداری تجهیزات، جایگزینی لباسها، اقلام مصرفی، بیمه، و هزینههای آبوبرق و خدمات است. همه اینها بیوقفه روی هم جمع میشوند. واقعیت اقتصادی تئاتر ساده است: باید هر هفته به اندازه کافی بلیت بفروشید تا این هزینهها پوشش داده شود؛ وگرنه اجرا تعطیل میشود.
قیمتگذاری بلیتها چگونه کار میکند
قیمتگذاری بلیت تئاتر بسیار پیچیدهتر از چیزی است که بیشتر مخاطبان تصور میکنند. بیشتر اجراهای وست اِند از مدلهای قیمتگذاری پویا شبیه خطوط هوایی استفاده میکنند؛ یعنی قیمتها بر اساس تقاضا، روزِ هفته، فصلِ سال، و اینکه چقدر زودتر رزرو میکنید نوسان میکند. برای همین است که رزرو زودهنگام اغلب قیمتهای بهتر را تضمین میکند.
یک اجرای معمولی در وست اِند ممکن است بلیتهایی از £20 برای صندلیهای با دید محدود تا £200+ برای صندلیهای ممتازِ ردیفهای جلویی (stalls) داشته باشد. ظرفیت درآمد ناخالص — حداکثر درآمدی که اگر هر صندلی برای هر اجرا با قیمتِ اسمی فروخته شود بهدست میآید — برای یک موزیکال بزرگ ممکن است هفتهای £400,000 تا £800,000 باشد. در عمل، اجراها بهندرت به ظرفیت 100٪ با قیمت کامل میرسند، بنابراین درآمد واقعی هفتگی معمولاً 60 تا 85٪ از ظرفیت ناخالص است.
بلیتهای تخفیفی، نرخهای گروهی و قیمتگذاریِ ترجیحی (concession) همگی از درآمد کم میکنند، اما اهداف مهمی دارند. بلیتهای لحظهآخری (Rush) و صندلیهای روزِ اجرا، وفاداری در میان مخاطبان جوانتر میسازند. نرخهای گروهی بلوکهایی از صندلیها را پر میکند که در غیر این صورت ممکن است خالی بمانند. قیمتگذاری ترجیحی هم دسترسیپذیری را تضمین میکند. معمای قیمتگذاری این است که نقطه بهینهای پیدا کنید که هم درآمد را بیشینه کند و هم تعداد صندلیهای پُر را — چون سالنی که نیمهخالی باشد حالوهوای اجرا را برای همه خراب میکند.
مسیرِ بازگشت سرمایه
«بازگشت سرمایه» (Recoupment) واژه جادویی در تئاتر تجاری است — نقطهای که در آن یک اجرا تمام سرمایهگذاری اولیهاش را پس گرفته است. تا پیش از بازگشت سرمایه، سرمایهگذاران هیچ بازدهیای نمیبینند. پس از بازگشت سرمایه، سود معمولاً بین تهیهکننده و سرمایهگذاران تقسیم میشود و تیم خلاق همچنان حقالامتیازهای خود را دریافت میکند.
زمان رسیدن به بازگشت سرمایه بهشدت متفاوت است. یک نمایشنامه کمهزینه و محبوب ممکن است ظرف چند ماه به بازگشت سرمایه برسد. یک موزیکال بزرگ ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد، حتی اگر فروش خوبی داشته باشد. برخی اجراها هرگز در دوران اجرای وست اِند به بازگشت سرمایه نمیرسند، اما از طریق تورهای نمایشی، مجوزهای بینالمللی، یا اقتباسهای سینمایی هزینهشان را جبران میکنند.
اجراهای طولانیمدت به مرور زمان سودآورتر میشوند، چون بسیاری از هزینهها در ابتدای کار پرداخت میشود. دکور از قبل ساخته شده، لباسها آمادهاند و هزینههای بازاریابی اغلب با شکلگیری تبلیغ دهانبهدهان کاهش مییابد. اجرایی مثل The Mousetrap در سالن St Martin's Theatre بیش از هفتاد سال است که روی صحنه است — هزینههای هفتگی آن نسبت به مخاطبان ثابتش کم است و همین آن را به یکی از موفقترین تولیدهای تجاری تاریخ تبدیل کرده است.
چرا تئاتر با وجود همه احتمالات زنده میماند
با هر تحلیل منطقی کسبوکار، تئاتر تجاری سرمایهگذاری بدی است. نرخ شکست بالاست، هزینهها سرسامآور است، حاشیه سود کم است و هیچ تضمینی برای موفقیت وجود ندارد — هرچقدر هم اجرا خوب باشد. با این حال، وست اِند همچنان شکوفا است؛ سالانه بیش از £900 میلیون درآمد بلیت ایجاد میکند و از دهها هزار شغل پشتیبانی میکند.
پاسخ تا حدی در ماهیتِ جایگزینناپذیرِ اجرای زنده نهفته است. هیچ سرویس استریمینگ، هیچ سیستم سینمای خانگی، و هیچ هدست واقعیت مجازی نمیتواند حسِ نشستن در یک سالن تاریک با هزار نفر دیگر را بازآفرینی کند؛ جایی که انسانهای واقعی تنها چند متر آنطرفتر، شاهکارهایی از مهارت و هنر را اجرا میکنند. آن تجربه مشترک و زودگذر ارزش پرداخت کردن دارد و مخاطبان هم همچنان بازمیگردند.
برای مخاطبان، فهمیدن اقتصادِ پشتِ بلیت تئاترتان لایه دیگری از قدردانی اضافه میکند. وقتی برای یک اجرا بلیت رزرو میکنید، فقط سرگرمی نمیخرید — شما از یک اکوسیستم کامل از هنرمندان، صنعتگران، تکنسینها و متخصصان خلاق حمایت میکنید که زندگیشان را وقف ساختن چیزی زیبا و گذرا کردهاند. این واقعاً شگفتانگیز است.
این پست را به اشتراک بگذارید:
این پست را به اشتراک بگذارید:
این پست را به اشتراک بگذارید: